جنوب فارس از شمال به جهرم، از جنوب به استان هرمزگان، از شرق به داراب و از غرب به استان بوشهر منتهي مي شود. زبان ساكنان اين منطقه “گويش لاري” است كه اين گويش به زبان پهلوي ساساني نزديك است.

در اين منطقه هم چون ديگر مناطق ايران، فرهنگي رايج بوده است كه هويّت مردمان آن را رقم مي زد، امّا متأسّفانه در چند سال اخير به خاطر بي مهري ها و يورش گسترده ي رسانه ها و كمبود روابط دوستانه و انساني و شيوع آفت هاي نابودگر، به فراموشي سپرده شده است.

فرهنگ مردم اين منطقه بسيار گسترده و متنوّع بوده است كه پرداختن به آن نياز به زماني طولاني و كارشناسان خبره است و از توان اين جُستار خارج است. در اين جُستار با توجّه به زمان اندك و توانايي هاي نويسنده، تلاش بر اين است تا فقط گوشه اي از آداب و رسوم مردم اين منطقه كه همان بازي هاي محلّي است، معرفي شود. بعضي از اين بازي ها كه بسيار متنوّع بوده اند، ويژه ي پسران، برخي ويژه ی دختران و بخشی از آن ها مشترك بوده است.

هدف از اين باز ي ها افزون بر سرگرمي، تقويّت نيروي جسماني و گفتاري بازيگران و تقويّت حافظه و هوش بوده است تا بازيگران علاوه بر سرگرمي، براي يك زندگي خوب ساخته شوند.
در اين نوشته ده بازي منطقه ي يادشده معرّفي مي شود كه عبارت اند از:

  1. اوّلي اوّلِ باري avvali avvale bari
  2. پِشكُل كُلَه peshkol kola
  3. تيلُم بَه tilom ba
  4. چَش بِنَكِ cash benake
  5. دارتِپا dar tepa
  6. ريخِ rixe
  7. لَپَه شَست و پا فِراخ lapa sast o pa ferax
  8. مُچ و فيل mhoc o fil
  9. نَدركُت nadrkot
  10. يَلَختُر yalaxtor

لازم به يادآوري است كه شمار بازي ها بيشتر از موارد ذکرشده است و بازي هايي همانند : اَكِش كِش، كايي كو، خر مشو و… ، معرّفی نشده اند. آن چه در این تحقیق شناسانده مي شود فقط برخي از بازي هاي منطقه است.

شيوه ي گزينش بازيگران:

شيوه ي انتخاب بازيگران و تقسيم بندي آن ها دو گونه بود، که خود نوعي سرگرمي و تفنّن به شمار می آمد: 1- شيوه ي عمومي؛ 2-شيوه ي اختصاصي

شرح نشانه های الفبایی و ترکیبی

نشانه شـــــــــرح    نشانه شـــــــــرح
A در واژه ي «‌ درد » Y ي در واژه ي « يك »
A آ در واژه هاي «آمدم » يا« جا » R ر
I ي در واژه ي « داريم » S س
U و در واژه ي «‌ دارو » Et ت در واژه ي « كوزت »
Xv خ در واژه ي «‌ خردن » لري Ey اي در واژه ي « key » انگليسي
S ش E كسره و ه در واژه ي «‌ خورده »
C چ En نشانه ي
J ج O ُ در واژه ي « مردُم »
G ك X خ
L ل Z ز
M م U و در واژه ي « داوود »
N ن , همزه ي فارسي
V و در واژه ي « واژه » B ب
P پ H ح
D د F ف
T ت

 

———
نویسنده: احمدنور احمدی کارشناس ارشد زبان و ادبیّات فارسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *